بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...
یه سال دیگه گذشت مثل همیشه اما پربارگذشت وبا موفقیت.
اگرچه سخت بود و فرساینده . . .
با کلامی هرچند نارسا و ناقص ازدوستای خوبی که قدم به قدم
و نفس به نفس همراه ما بودند یاد می کنم .
بودن اونها بودکه سال ۱۳۸۷ رو برای ما با اتفاقات خوب به انتها
رسوند.
روزهای سالی که هیچوقت فراموشمون نخواهدشد.
و
و دوستان مجازی که ارتباط با اونها آرامش بخش بود . که دنیا
همیشه پرازاحساس های خوب وامیدوارکننده هست , فقط کافیه
اونها رو پیدا کنی .
حس کنی .
سالی شاد همراه با خوشبختی براتون آرزو می کنم
""""مهم نیست چند بهار
زندگی می کنیم
مهم اینه که
بهاری زندگی کنیم"""
+ نوشته شده در هجدهم فروردین 1388ساعت 15:10  توسط حمید جهانی
|
داشتم یه مطلب درمورد بهترین شوهرها ومسابقه تقریبا" بین المللی
اون مرتب می کردم توی یه جستجو به این مطلب برخوردم ,
جدا" حق هیچ انسانی که به هردلیل وتحت هرشرایطی به این دنیا میاد
این نیست.مثل دونه های تسبیح توی دست نفراتی اینجوری چرخ بخوری!!!
بعدهم احساس کنی ازحماقت روی موجوداتی رو سفید کردی یا بهتربگم از
اینکه اینجوری درموردت فکرکنند. . . . . !!!!!
بازم قضاوت باخودتون.
همراه هستید؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهاردهم اسفند 1387ساعت 9:30  توسط حمید جهانی
|
اینقدرآدمیزاد درهرشرایطی به خواسته های خودش پافشارمیده فقط برای
ادامه نفس کشیدن .باعث تعجبه,
موقع هایی که فکرمی کنی دیگه آخرشه وبایستی بگی دیگه نیستم ,
یه چیزی نمی گذاره .
بگذریم . . . .
چندپست قبل بعضی دعاهای زردتشت رو بخاطر شباهت هاش نوشتم
اما حالا بیاید درمورد تشابه نمازها قضاوت کنید. : . . . . .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و نهم دی 1387ساعت 15:26  توسط حمید جهانی
|
هرچقدر می خوای کاری نداشته باشی وخودتو به هر چیز دیگه سرگرم
می کنی بازم می بینی هرجا می ری هرمقاله ایی می خونی بازم به
این ختم می شه که . . . . .
خودتون بیاین به ادامه مطلب وقضاوت کنید:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یازدهم دی 1387ساعت 23:19  توسط حمید جهانی
|
حالا می فهمم که چرا می گفتن عروس شدن اینقدر سخته!! چرا؟
بعدازطی موفقیت آمیز ماراتن صدور مدرک و کلی فاکس و ارسالات مقالات
خاطرات کاری.بالاخره یکی پیدا شد وگفت بیا بریم ببینم برای کارمون
کی هستی. از سایت ویزیت برنگشته با کارفرماش دعوا ش شده,که
کمه و بیشترمی خوام .یکی هم نبوده بگه حالاهمه چی هیچ چی...
لااقل بخاطرگل روی مادرعروس سرصنارسی شاهی اینقدرجنگ نکنید .!!
منهم یادم نمی ره به موقعش سه تاسه بار می رم سه تا گل بچینم.....
برام دعا کنید
+ نوشته شده در هفتم دی 1387ساعت 19:23  توسط حمید جهانی
|
اگرچه که بادویاسه نمونه نمی توان درمورد یک ایده نظریه صادرکرد ولی
اگرشما هم پیش زمینه هایی داشته باشید خصوصا" ازنظر تاریخ مخفی
(تاریخی که نباید باشد) اونوقت پازل ما درست میشه . . . . .
حقیقتا" خودتون بخوونید وتنهایی فکرکنید:::
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارم دی 1387ساعت 15:51  توسط حمید جهانی
|
سلام
من هي گفتم وشمادوستان مجازي وحقيقي ,بامن ازدريچه يک پنجره به من
نگاه نکرديدحالاخودم ميگم .اين متن آغازاحتمالا"به انتهانرسيده ايي هست
که باکمي مقايسه به شباهتهادرنهایت خودتون به نتيجه ايي که من رسيدم
می رسيد.تاادامه ,چه پيش آيد وکجاباشيم.
لطفا"همراه باشيدوبه ادامه مطلب بياييد:::ممنون
ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و چهارم آذر 1387ساعت 20:10  توسط حمید جهانی
|
سلام
ازیک چیزنو حرف بزنیم !
+ نوشته شده در بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:1  توسط حمید جهانی
|
بااجازه همسر خوبم
این شعرش رو به یاد خاطرات می نویسم . . . .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیستم آذر 1387ساعت 16:6  توسط حمید جهانی
|
"درنبندیم به روی سخن زنده تقدیرکه ازپشت
چپرهای صدامی شنویم"
"سهراب سپهری"
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجم آذر 1387ساعت 13:50  توسط حمید جهانی
|